نصف راه گذشت
سلام به همه عزیزان
پسر ما بیست هفتش شد ومن ونی نی نصف راه رو طی کردیم. نی نی ما عاشق باباشه ووقتی باباش باهاش حرف می زنه هر کجا که باشه زود پیداش می شه وحسابی خود نمایی می کنه . چند روز پیش با هادی جون رفته بودیم خیابون بهار یه سر به مغازه ی لباس های بچه زدم وکلی ذوق کردم اما لباسی که میخواستم پیدا نکردیم ولی چندتا اسباب بازی ناز واسه نی نی خریدیم
. از نظر غذا خوردن بهتر از قبل شدم . وزنم هم ۵١ کیلو شده. یعنی از اول باداری حدود ٤ کیلو اضافه کردم ولی هنوز خیلی شبیه حامله ها نشدم. صورتم طبق گفته ی اطرافیان تغییری نکرده وفعلاً یه کوچولو شکم در آوردم و باید دیگه مشغول کرم زدن ولوسیون زدن بشم .. نی نی هم که خیلی شیطون شده با هر تکونش من کلی ذوق میکنم بهم کیف میده

این هم از ماجراهای ما در هفته ی گذشته. الآن که دارم این پست رو تایپ می کنم چند ساعت بیشتر به تحویل سال نمونده و پیشاپیش سال نو رو به همه ی دوستان تبریک میگم وامیدوارم که سال ٩٢ براتون بهترین سال باشه.
بعد از یه غیبت نسبتاً طولانی به علت مسافرت بر میگردیم با خبرای سال جدید



نصف راه گذشت
